متن و جملات منطقی برای فیسبوک و لاین و وایبر و تانگو و تویتر و جامعه های مجازی دیگر

کچل کُن...

برو بالا شهر...

همه فکر میکنن مُد ِ ...!

برو وسط ِ شهر...

فکر میکنن سربازی...

"بیا" پایین شهر...

همه فکر میکنن زندان بودی...!!!

این همه اختلاف...

فقط در شعاع ِ بیست کیلومتر.....!

 

مردم  انطور که تربیت شدند میبینن

از قضاوت مردم نترس

 
جملات منطقی

 تصور کن یک روز صبح که از خواب بیدار میشی

 ببینی به جز خودت هیچ کس توی دنیا نیست و تو صاحب تمام ثروت زمین هستی

 اون روز چه لباسی می پوشی؟

چه طلایی به خودت آویزون می کنی؟

با چه ماشینی گردش می کنی؟

 کدوم خونه رو برای زندگی انتخاب می کنی؟

شاید یک نصفه روز از هیجان این همه ثروت به وجد بیای اما کم کم می فهمی حقیقت چیه.

 وقتی هیچ کس نیست که احساستو باهاش تقسیم کنی، لباس جدیدتو ببینه.

 برای ماشینت ذوق کنه، باهات بیاد گردش، کنارت غذا بخوره، همه این داشته هات برات پوچه .

 

دیگه رانندگی با وانت یا پورشه برات فرقی نداره...

 خونه دو هزار متری با 45 متری برات یکی میشه.

 

طلای 24 عیار توی گردنت خوشحالت نمی کنه..

همه اسباب شادی هست اما هیچ کدومشون شادت نمی کنه چون کسی نیست که شادیتو باهاش تقسیم کنی.

 

 اون وقته که می بینی چقدر وجود آدم ها با ارزشه چقدر هر چیزی هر چند کوچیک و ناقص با دیگران بزرگ و با ارزشه.

 شاید حاضر باشی همه دنیا رو بدی اما دوباره آدم ها کنارت باشند.....

 

ما با احساس زنده هستیم نه با اموال.

 

قدر همدیگه رو بدونیم ..

 

جملات منطقی

.


ﯾﮏ ﻭﻗﺘﯽ؛...

برداشت های بد

ﺁﺯﺍﺭﻡ ﻣﯽ ﺩﺍﺩ!

ﻧﺎﺭﺍﺣﺖ ﻣﯽ ﺷﺪﻡ؛ ﺍﺯ ﻗﻀﺎﻭﺕ ﻫﺎ ...

ﺳﻮ ﺗﻔﺎﻫﻢ ﻫﺎ ..

ﻫﻤﻪ ﺍﺵ ﻣﯽ ﺗﺮﺳﯿﺪﻡ؛...

ﮐﻪ

ﺁﺩﻡ ﻫﺎ ﺑﺪ ﺑﻔﻬﻤﻨﺪﻡ ...

ﺍﺷﺘﺒﺎﻩ ﻗﻀﺎﻭﺗﻢ ﮐﻨﻨﺪ ...

ﻭﻗﺖ ﺯﯾﺎﺩﯼ ﺻﺮﻑ

ﻣﯽ ﮐﺮﺩﻡ؛ﺑﺮﺍﯼ ﺗﻮﺿﯿﺢ ﺩﺍﺩﻥ ﺧﻮﺩﻡ ...

ﺭﻓﻊ ﺳﻮﺀ ﺗﻔﺎﻫﻢ ...

ﮐﻪ،...

ﺛﺎﺑﺖ ﮐﻨﻢ؛ﻣﻦ ﺁﻥ ﭼﯿﺰﯼ ﮐﻪ ﻓﮑﺮ ﻣﯽ ﮐﻨﻨﺪ، ﻧﯿﺴﺘﻢ!ﺍﺷﺘﺒﺎﻩ،

ﻗﻀﺎﻭﺗﻢ ﮐﺮﺩﻩ ﺍﻧﺪ ...

ﺣﺎﻻ ﺍﻣﺎ ....

ﻣﻮﺿﻊ ﺍﻡ، ﺳﮑﻮﺕ ﺍﺳﺖ؛ ﺩﺭ ﺑﺮﺍﺑﺮ ﺁﺩﻡ ﻫﺎ ﻭ

ﻧﮕﺎﻩ ﺷﺎﻥ ...

ﺳﮑﻮﺕ ﻭ ﺳﮑﻮﺕ ﻭ ﺳﮑﻮﺕ!

ﺗﺎﺯﮔﯽ ﻫﺎ،...

ﺩﺭ ﺑﺮﺍﺑﺮ ﺑﯽ ﻣﻬﺮﯼ ﺁﺩﻡ ﻫﺎ ﻫﯿﭻ ﻧﻤﯽ ﮔﻮﯾﻢ!

ﺍﻧﮕﺎﺭ ﮐﻪ ﻻﻝ ﺷﺪﻩ ﺑﺎﺷﻢ؛...

ﺷﺎﯾﺪ ﻫﻢ ﮐﻮﺭ ﻭ ﮐﺮ!...

ﮐﻪ ﻧﻪ ﻣﯽ ﺑﯿﻨﻢ،

ﻧﻪ ﻣﯽ ﺷﻨﻮﻡ ...

ﺩﯾﮕﺮ،...

ﻧﻪ ﺍﻧﺮﮊﯼ ﺗﻮﺿﯿﺢ ﺩﺍﺩﻥ ﺩﺍﺭﻡ!

ﻧﻪ ﺣﺘﯽ ﺣﻮﺻﻠﻪ ﺍﺵ ﺭﺍ ...

میروم ﺩﺭ ﻻﮎ ﺧﻮﺩم ،

ﺁﺭﺍﻡ ﻭ ﺑﯽ ﺩﻏﺪﻏﻪ ﺯﻧﺪﮔﯽ خواهم کرد